بسم الله الرحمان الرحیم                                                               

واذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون # الا انهم هم المفسدون ولکن لا یشعرون

وهنگامی که به آن ها گفته می شود در زمین فساد نکنید میگویند ما خود اصلاح گریم # آگاه باشید که قطعا آن ها از  مفسدان اند اما درک نمیکنند

و اذا قیل لهم امنوا کما امن الناس قالوا انومن کما امن السفها الا انهم هم السفها و لکن لا یعلمون

و هنگامی که به آنان گفته میشود مانند مردم ایمان بیاورید گویند آیا ایمان بیاوریم آنگونه که سفیهان ایمان آورده اند؟! آگاه باشید آنان خود سفیه اند اما نمیدانند

الله یستهزی بهم و یمدهم فی طغیانهم یعمهون

خداوند آنها را (به سبب تمسخر مومنان)  مورد تمسخر قرار میدهد و به ایشان مهلت میدهد تا در طغیان خود غرق شوند

اولئک الذین اشتروا الضلالت بالهدی فما رحبت تجارتهم و ما کانوا مهتدین

آنان کسانی هستند که گمراهی را به بهای هدایت خریدند پس از تجارت خود سود نبرند و هدایت نشوند

سوره بقره آیات 11 تا 15

.............................................................................................

کلام امام:

لزوم مقابله با لیبرالها و انقلابی نماها

من به طلاب عزیز هشدار می دهم که علاوه بر این که باید مواظب القائات روحانی نماها و مقدس آب ها باشند از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلابی نماها و به ظاهر عقلای قوم که هرگز به اصول و اهداف روحانیت آشتی نکرده اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزی های بی مورد و ساده اندیشی ها سبب مراجعت آنان به پست های کلیدی و سرنوشت ساز نظام شود .

من امروزبعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می کنم که بعضی تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست ها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته اند اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن به راحتی از میان نمی رود ، گرچه در موقع هم من شخصا مایل به روی کار امدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تایید دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحارف انقلاب از تمامی اصولش و حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی کنند در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند . امروز هیچ تاسفی نمی خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که زا اول هم نبوده اند

پیام امام خمینی (ره) در باره استراتژی انقلاب ، صحیفه نور ، ج 21 . 3/12/67 ، صص 96 ـ 95.

2.لزوم جلوگیری از نفوذ منافقین و لیبرالها به مراکز دولتی

امروز غرب و شرق به خوبی می دانند که تنها نیرویی که می تواند آنان را از صحنه خارج کند ، اسلام است . آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده اند و تصمیم گرفته اند که به هر وسیله ممکن ان را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است نابود کنند . اگر بتوانند با نیروی نظامی ، اگر نشد ، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ کدام از اینها نشد ، ایادی خود فروخته از منافقین و لیبرالها و بی دین ها را که کشتن روحانیون و افراد بی گناه برایشان چون آب خوردن است ، در منازل و مراکز ادارات نفوذ می دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذیی ها بارها اعلام کرده اند که حرف خود را از دهان ساده اندیشان موجه می زنند .

صحیفه نور ، ج 21 ، ص 108.

................................................................................................................

کلام امام خامنه ای:
و إذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض قالوا إنما نحن مصلحون، ألا إنهم هم المفسدون و لکن لایشعرون، وإذا قیل لهم آمنوا کما آمن الناس قالوا أنؤمن کما آمن السفهاء ألا إنهم هم السفهاء و لکن لایعلمون.»
 
وچون به آنان گفته شود در زمین فساد مکنید گویند: ما همین اصلاح کننده‌ایم آگاه باشید که آنان همین مفسدند و لیکن نمی‌فهمند. و چون به آنان گفته شود ایمان آورید چنانکه مردم ایمان آورده‌اند گویند: آیا ایمان آوریم چنانکه نابخردان ایمان آورده‌اند، آگاه باشید آنان خود نابخردند و لیکن نمی‌فهمند.
 
مسأله‌ی اصلی در این آیات، ترسیم چهره‌ی منافقین است. و عرض کردیم که مقصود عمده از منافقین، عبارتست‌ از آن جریان نفاق در جامعه‌ی اسلامی، یعنی سخن بر سر این نیست که کسی ظاهر و باطنش با هم یکی نیست. این البته یک بیماری است، اما این آن چیزی نیست که این آیات با این همه توجه و شدت به مقابله با آن برخاسته باشد، بلکه مقصود اینست که در جامعه یک جریان خصومت و دستگاه توطئه‌ای زیر پوشش دین و زیر ظاهر ادعای ایمان وجود دارد، که این آیات، با آن جریان مقابله می‌کند و او را می‌خواهد افشاء کند، در حقیقت یک گروه دشمنی را می‌خواهد ترسیم و چهره‌نگاری کند. ولذا آیات سیزده‌ گانه‌ای که اینجا هست، هر کدام از یک بعد بر شخصیت این مجموعه‌ی زیانبخش خطرناک یک پرتوی از افشاگری می‌اندازد و می‌افشاند تا مؤمنین اشتباه نکنند و دشمن را بشناسد.....
....بعضی دیگر تا آنجا که می‌توانستند خودشان را کنار می‌کشیدند آن وقتی هم که مجبور می‌شدند وارد میدان بشوند یک ورود صوری و ظاهری بود. دلشان در صحنه نبود، این افراد هرچه انقلاب جلوتر می‌رفت و هرچه آیات انقلاب روشن‌تر می‌شد، اینها دورتر و متنفرتر و رمیده‌تر می‌شدند و کار این رمیدن و دور شدن و نفرت فی ‌ما بین به آنجا کشید که در موارد عدیده، در مقابل انقلاب و در مقابل این حرکت صحیح همانطور ایستادند که یکروز دشمن مشترک می‌ایستاد و یک‌روز دستگاههای طاغوتی می‌خواستند آنرا سرکوب کنند. اینها همان نقش را بعهده گرفتند، که اگر می‌توانستند، انقلاب را سرکوب و رگهای انقلاب را قطع می‌کردند البته اگر ممکن بود خیلی کارها می‌کردند، لکن خدای متعال نگذاشت، این چهره نفاق است!! ....
.....بعد از آمدن پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اسم یثرب هم به مدینة‌النبی یعنی شهر پیامبر تغییر کرد که بتدریج بعنوان مدینه (یعنی شهر) معروف شد، و اینطور شد که جوانهای پر هیجان حزب‌اللهی علاقمند اوایل آمدن پیغمبر به مدینه می‌رفتند بت پرستهایی که هنوز در مدینه باقی مانده بودند، آنها را ـ اذیت می‌کردند، بت‌هایشان را در زباله می‌انداختند و مسخره‌شان می‌کردند، یعنی آن حالت شور جوانی، حزب‌اللهی فضا را بر مخالفین تنگ کرده بودند عبدالله بن ابی دید اگر بنا باشد، اسلام نیاورد و اگر اعلام ایمان نکند همین بلاها را سر او خواهند آورد، لذا مجبور شد بگوید من هم ایمان آوردم، به پیغمبر ایمان آورد اما باطن قضیه «فی قلوبهم مرض» بود که اگر عبدالله بن ابی،‌ می‌توانست بر آن روح ریاست طلبی وآن چیزی که برای او خیلی شیرین بود یعنی رئیس شدن، فائق بیاید و تسلیم این حقیقت می‌شد، وضعش فرق می‌کرد، یعنی «فی قلوبهم مرض» بود در قلبش......
۱۳۷۰/۰۸/۲۹

بیانات در جلسه سیزدهم تفسیر سوره بقره

یک عدّه هم کسانی هستند که مال آن رژیم نیستند؛ اما از اوّل انقلاب، بلکه بعضی پیش از انقلاب، نشان دادند که به اداره کشور برطبق احکام اسلام از بن دندان عقیده‌ای ندارند. آنها اسم اسلام را می‌خواهند و اسم اسلام را دوست می‌دارند. دشمن اسلام به آن معنا هم نیستند؛ اما مطلقاً اعتقادی به فقه اسلامی، به احکام اسلامی و به حاکمیت اسلامی ندارند. معتقد به همان روشهای فردی‌اند. اوایل انقلاب هم یک عدّه از همینها توانستند امور را قبضه کنند و در دست گیرند. اگر امام به داد این انقلاب نمی‌رسید، همین آقایان، خشک خشک انقلاب و کشور را به دامن امریکا برمی‌گرداندند! اینها هم دم از اصلاح می‌زنند؛ گاهی دم از اسلام هم می‌زنند؛ اما در کنار کسانی قرار می‌گیرند که صریحاً علیه اسلام شعار می‌دهند و با آنها اظهار همبستگی می‌کنند! گاهی دم از اسلام می‌زنند، اما در کنار کسانی قرار می‌گیرند که شعار ضدّیت با حکومت اسلامی، شعار سکولاریزم و حکومت منهای دین و حکومت غیردینی و حکومت ضدّ دینی و لائیسم را می‌دهند! پیداست که اینها نفوذیند. اینها جزو آن دسته‌ای نیستند که ارزشها را قبول دارند و معتقد به تحوّلند؛ نه. اینها نفوذیند؛ اینها بیگانه و غریبه‌اند. بنده چند ماه قبل از این در همین منبر نماز جمعه بحث «خودی» و «غیرخودی» را مطرح کردم؛ اما فریاد بعضیها بلند شد که چرا می‌گویید «خودی» و «غیرخودی»! بله، اینها غیرخودی‌اند؛ اینها انقلاب و اسلام و ارزشها را قبول ندارند؛ جناحهای خودی باید حواسشان را جمع کنند.
۱۳۷۹/۰۲/۲۳

بیانات در خطبه‌های نمازجمعه تهران‌

شاید بتوان شروع جریان به اصطلاح اصلاح طلب را در صدر انقلاب جست و جو کرد ، زمانی که گروهی به ظاهر خودی جام زهر را به امام نوشاندند...{شاید قضیه را در نوشته ای دیگر بررسی کردیم}

بعد از آن به یکباره نوک پیکان حمله در مواضع امام تغییر میکند ، گویی ایشان متوجه خطری به مراتب وخیم تا صدام و حتی ابر قدرت های شرق و غرب شده اند

"منافقین و لیبرال ها" کلید واژه ای که امام امت بعد از قطعنامه تقریبا همواره باهم به کار میبرد ، اما چرا؟ با نگاه به پیش زمینه ایدئولوژیک و تشکیلاتی این گروه ها کاملا مشخص است که حداقل تا اوایل دهه 70 و باز هم به طور حداقلی در ظاهر این دودسته جریاناتی کاملا ضد هم و دارای اختلافات بنیادی بوده اند اما گویا امام عزیز ما نیز مانند جد بزرگوارشان به روشنی دیده بودند آنچه بعد او با علی میکنند....

نیمه خرداد 68 فرا میرسد امت با چشمانی خونبار و دلی سوخته امامش را تشییع میکند ، جلسه مجمع خبرگان تشکیل میشود و امام خامنه ای به ولایت برگزیده میشود اما کسانی به دنبال ایجاد ثقیفه اند کسانی که از ابتدا نه فقه را قبول داشتند و نه ولایت فقیه ناکام از این که حتی کسی ذهنش به سوی به قدرت رساندن قبیله شان نمیرود در صدد راه چاره برای اعاده قدرت پوشالیشان به هر دری میزنند قدرتی که بهای نگه داشتنش تا آن زمان در عالم سیاست خون شهید آیت و دیالمه بود و در جبهه هزاران شهید و جانبازی که خونشان به پای لجبازی آقای نخست وزیر و تمرد او از حکم رئیس جمهور میریخت

آقای خویینی ها معروف به عالیجناب سایه و پدر معنوی اصلاحات

آقای موسوی خوئینی ها معروف به عالیجناب سایه و پدر معنوی اصلاحات

شهید دیالمه حنجره ای که به جرم افشاگری علیه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بسته شد

شهید آیت {شرح در عکس}

 

ادامه دارد.....